دكتر محمد مهدي گرجيان
140
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
اين اعدام را وجودات گرفته باشد ؟ پاسخ به اين سؤال از دقت در ويژگيهاى ذاتي جهان طبيعت به دست مى آيد . توضيح آنكه : تأثير وتأثر موجودات مادي در يكديگر وتغيير وتحول وتضاد وتزاحم ، از ويژگيهاى ذاتي جهان مادي است ، به گونه اى كه اگر اين ويژگيها نمى بود ، چيزى به نام ( جهان مادي ) وجود نمى داشت . به ديگر سخن : نظام على ومعلولي خاص در ميان موجودات مادي ، نظامى است ذاتي كه لازمه سنخ وجودهاى مادي مى باشد . پس يا بايد جهان مادي با همين نظام به وجود بيايد ويا أصلا به وجود نيايد . اما علاوة بر اينكه فياضيت مطلقه الهى اقتضاى ايجاد آن را دارد ، ترك ايجاد آن ، خلاف حكمت نيز هست ، زيرا خيرات آن به مراتب بيش از شرور بالعرضش مى باشد ، بلكه تنها كمالات وجودي انسانهاى كامل ، بر همه شرور جهان برترى دارد . از يك سوى ، پديد آمدن پديده هاى نوين در گرو نابود شدن پديده هاى پيشين است . وهمچنين بقاى موجودات زنده به وسيله ارتزاق از نباتات وحيوانات ديگر تأمين مى شود . واز سوى ديگر : كمالات نفساني انسانها در سايه تحمل سختيها وناگواريها حاصل مى گردد . ونيز وجود بلاها ومصيبتها مايه بيدارى از غفلتها وپى بردن به ماهيت اين جهان وعبرت گرفتن از حوادث مى شود . انديشيدن درباره تدبير نوع انسان ، كافى است كه به حكيمانه بودن اين نظام پى ببريم ، بلكه انديشيدن پيرامون يكى از شؤون تدبير وى ، يعنى موت وحياتش نيز كفايت مى كند ، زيرا اگر قانون مرگ ومير بر انسانها حاكم نبود ، علاوة بر اينكه به سعادتهاى اخروى ، نايل نمى شدند ونيز از مشاهده مرگ ديگران ، عبرت نمى گرفتند ، أساسا آسايش دنيوي هم به هيچ وجه براي آنان ميسر نمى گشت ، مثلا اگر همه انسانهاى پيشين ، امروز زنده بودند ، پهنه زمين براي مسكن آنان هم كفايت